سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
291
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
گفتند : يا أمير مؤمنان روش رسول خدا اولويت دارد [ اما ] ما در اسلام ، سابقه فراوان داريم ، زحمت زيادى كشيدهايم ، [ با پيامبر ] خويشاوند هستيم ، فرمود : سابقه شما جلوتر است يا سابقه من ؟ گفتند : سابقه شما ، فرمود : شما به پيامبر نزديكتر هستيد يا من ؟ گفتند : شما نزديكتريد فرمود : شما زياد زحمت كشيدهايد يا من ؟ گفتند : شما زياد زحمت كشيدهايد ، حضرت فرمود : به خدا سوگند من واين كار گرم در يك منزلت هستيم وبا دست خود به سوى كارگر اشاره كرد . 10 - كافى : ربيع بن زياد ، از برادرش عاصم بن زياد به أمير مؤمنان شكايت كرد وگفت : عبايى پوشيده [ ودر گوشه اى به عبادت نشسته است به زن وفرزندش نمىرسد ] وبه اين نحو زن وبچه اش را دچار حزن واندوه كرده است . حضرت فرمود : عاصم بن زياد را بياوريد ، رفتند وأو را پيش أمير مؤمنان عليه السّلام آوردند . حضرت وقتي أو را ديد برايش رو ترش كرد وگفت : آيا از خانواده ات خجالت نكشيدى ؟ آيا به فرزندت رحم نكردى ؟ آيا خيال كردى كه خدا ، نعمتهاى پاكيزه را بر تو حلال كرده ولى خوش ندارد از آنها بهره بگيرى ؟ تو نزد خدا از آن پستترى ، آيا خدا نمىفرمايد : * ( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ ) * به خدا سوگند بذل وبخشش نعمتهاى خدا در كردار نزد خدا بهتر از بذل آن در گفتار است وخدا در قرآن كريم فرموده است * ( وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ) * عاصم گفت : يا أمير مؤمنان پس چرا خود شما در خوراكتان به قرص نانى جوين ودر لباستان ، به تن پوشى خشن اكتفا كردهايد ؟ حضرت گفت : واي بر تو ، خداى تعالى به پيشوايان عادل ، واجب كرده كه خود را با مردم مستضعف همسان كنند تا فقر تهيدستان بر آنان سنگينى نكند عاصم بن زياد عبا را انداخت ولباسى را پوشيد كه معمول مردم بود . 11 - خرايج : از ابن مسعود نقل شده كه در مسجد رسول الله نزد أمير مؤمنان عليه السّلام نشسته بودم كه مردى آواز داد : چه كسى مرا راهنمايى مىكند بر فردى كه از أو دانشى فرا گيرم ؟ وگذشت . من گفتم : اى مرد ، آيا گفته رسول خدا را نشنيده اى ؟ « انا مدينة العلم وعلى بابها » . من شهر علمم وعلى در آن است . گفت : بلى شنيدهام . گفتم : وكجا مىروى در صورتي كه اين علي بن أبي طالب است ؟ مرد برگشت ودر برابر علي عليه السّلام نشستيم . فرمود : أهل كجا هستى ؟ گفت : أهل أصفهان ، به أو فرمود : بنويس ، علي بن أبي طالب املاء كرد حضرت فرمود :